دلم می خواست تا ته دنیا می رفتم

زیر باران...

بیا زندگی را بدزدیم!

بیا زودتر چیز ها را ببینیم!

بیبن!

عقربک های فواره در صفحه حوض٬

زمان را به گردی بدل می کنند...

"سهراب"

......همچنان که عاقبت پس از همه شب بدمد سحر...

روزگار دشواری ست برای زیستن.

روزگاری که حتی گل فروشی هایش همیشه بهار شان مصنوعی ست......

 

همیشه

نزدیک یا دور.

 به قصد قربت یا غربت.

بیگانه یا آشنا.

تنها یا با دیگران.

 هر جا!

 هر جا که بروی !

همیشه خودت را با خودت می بری.......