آه، اگر زمين نبود
عشق،
مرغكى است در جزيره اى
بر فرازِ شاخه هاى دور دستِ آفتاب
من اگر نمى شدم گياهِ خاك
باغِ آتش وُ سرودِ باد و ريگِ آب
من اگر نمى شدم كلام ــ
در شبى كه بر فراز شانه هاى غول
رشد مى كند ز پشت وُ پيش وُ عرض وُ طول
پس چه كاره مى شدم؟
آه، اگر زمين نبود
برقى از تبسم تو
رودى از ستاره مى شدم.
منصور اوجی.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۸۷ ساعت 21:22 توسط نرگس
|