گرامیداشت!
دیروز ، یک عصر رفتم فرهنگ معاصر و یک هزاره خریدم.
سال ها دیکشنری من آریان بوده. انتخاب فردی نبود. به نوعی میراث خانوادگی ست ، از دوران پیشا کنکوری برادرم .حال در نظر بگیرید که برادرم هم پزشک متخصص است هم سال هاست که کار می کند. به احتساب درس و دانشگاه دست کم بیست سال. و البته این دیکشنری بین همه دست به دست شد تا به من رسید. سال هاست که می خوانمش. با آنکه همیشه می دانسته ام آریان پور آنقدر ها هم خوب نیست اما تاریخ پس پشتش را دوست داشته ام و مصرانه همین را داشته ام. چند سالی می شود می خواستم هزاره بخرم و هر بار امروز و فردا کرده ام. ترجمه ی اخیر ی که دردست دارم ،مرا بر آن داشت که بالاخره دیکشنری را نو کنم. هر چند که حرمتش همیشه برایم قدیم است. حرمت دست های تمام کسانی که دوستشان دارم و لای این کتاب گشته است و حرمت دست های خودم که این همه سال در جستجوی معنا ورقش زده ام. و دور از آدم ها حرمت ذات واژه ها که به واسطه ی برگ های این کتاب دوباره تلفظشان کردم. به نوعی کتاب مقدسی ست. شاهد زندگی من در هفت سال گذشته.
گاهی یک کتاب خیلی انسان است. همین.