اپیفنی!
داشتم عکس های کودکانی از غزه می دیدم که گریه می کنند و این حرف ها. در یاد آوردم تاریخ عکاسی پر از عکس هایی ست که جنگ است و زنی و کودکی در شرایط غیر انسانی. جنگ ویتنام. جنگ جهانی دوم. جنگ عراق. جنگ ایران. جنگ کویت. جنگ فلسطین. جنگ بوسنی. جنگ چچن. جنگ رواندا. آپارتاید. گرسنگی در آفریقا. زیمبابوه. اینجا. آنجا. همه جا.
نمی دانم . در جایی شاید در یک رمان می خواندم که زن ها هیچ وقت نباید اسلحه در دست بگیرند و یادم نمی آید که نوشته چه بود.مثلا چنین جنگی آخر بشریت است و باز این حرف ها.
دست برداریم. دست برداریم. دست برداریم. چقدر بدبختبم چقدر آدم بدبخت و بیچاره و احمق است که برای نشان دادن زشتی هایی اینقدر آشکار . اینقدر کثیف. اینقدر لجن آلود. دست به دامان اشک های بچه ها می شود. دست به دامان جامه دری زن ها. خاک بر سر همه ی رقت قلب هایی از این دست . خاک بر سر آدمی که تا این ها را نبیند دو زاری کج فقیرانه ی محتضر ابله اش نمی افتد. وای بر سر بشریتی که از این جنس است.
و من هم همان عکاسی که می داند تا این عکس ها را نگیرد کسی حرفش را باور نمی کند!
پس به جاودانگی انسان دوستی ٬
زنده باد تمامی جنگ ها!
زنده باد گوانتاناما!
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر ۱۳۸۷ ساعت 22:32 توسط نرگس
|