عرقیات!
۱ـ بچه که بودم از تناقضات ذهنی ام یکی این بود : اگر واقعا اینطور که می گویند شراب حرام است و خوردنش خوب نیست و عقل را زایل می کند و خیلی گناه است ٬ پس چرا به آدم های خیلی خوش اخلاق و خوشرو می گویند : خوش مشرب!
۱ـ بچه که بودم شنیده بودم عرقخور بودن صفت خوبی نیست. این بود وقت هایی که گرگم به هوا بازی می کردیم یا حسابی می دویدیم مراقب بودم که عرق صورتم که از گونه ام سرازیر می شود خدای نکرده نرود توی دهنم. همیشه حسابی حواسم بود. یکبار شیطان وسوسه ام کرد و تصمیم گرفتم یک قطره عرق بنوشم. شور بود.
بعد ها در همان بچگی مدت ها سوالم این بود: عرق آنقدر ها هم خوشمزه نیست ٬ چرا بعضی ها چنین چیز بد مزه ای می خورند؟!
۳ـ دوستی داشتم که رفته بودند شیراز. در حین خرید گرمشان شده بود و رفته بودند توی مغازه ای فروشنده دیده بودن گرمشان است و خسته اند پرسیده بود: خانم عرق بیاریم خدمتون؟ این بنده خداها هم در آستانه ی جوابی از این دست دادند بوده اند که : عرقخور خودتی و ابا و اذنابت که بنده خدا متوجه شده بود و توضیحی بسیط داده بود در باب این واژه در شیراز!
۴ـ وقت هایی که در حال نوشیدنم در ادامه ی پست قبل ٬ خواهرم می گوید : آنقدر شیک و تمیز لب تر می کنی که اگر کسی نداند تو با آب فال این لاو هستی گمان می کند که تو آدم خوش مشرب! قهاری هستی!
۵ـ در راستای اعلام برائت:من تا به حال هیچ نوع نوشیدنی خنکی را از نزدیک رویت نفرموده ام و به این آدم در واژگان نسل شریف روشن فکر به فرنگ رفته ی دهه ی شست می گویند: اوت او دیت!