نکن گریه به حال من  اگر چه یکه و تنهام     توی زندونی از... رفیقم با همه غمهام   هوا از تو نفس از من بهار از تو سبد ازمن .... بیا بشکن سبوی غم جریمه هاش همه با من  بزن ساز و بخون آواز توی هر کوچه و برزن...

داریم می رویم جشن عروسی برادرم در جاده می رانیم و منصور ( که هنوز کمی تا قسمتی شبیه آدمیزاد است می خواند) ...

 

 

کمی کمتر از هفت سال پیش...