شاملو به ما آدم ها می گفت : شهاب انسانی.

در رهگذار شهاب انسانی.

سرخ است و سوزان و سنگ . و یکجا بند نمی شود و می گذرد.

ما. همین مایی که آدمیم!

 

به این فکر می کردم که از این پس دیگر درباره ی بعضی چیزها ٬ هیچ وقت حرف نخواهم زد. انگار که در صلحی آرام خوش خوشان٬ نیستند ٬ با اینکه  هستند. سکوت تنها راه حفظ حرمت چیزهایی ست که فقط تو ٬ به زنده ماندنشان فکر می کنی.