چهارگاه
یک :یکی از آدم هایی که طرز فکرش را همیشه دنبال می کنم ٬ خصوصا در نامه هایش و برایم همیشه روشنگر و آموزنده بوده اند و گاهی تاثیر گذار و جهت دهنده ٬ ابراهیم گلستان است وشیوه برخوردش با آموختن و یادگیری .روراستی او و صراحتش چیزی ست مثال زدنی و از این رو برای من که ایرانی ام و روح محافظه کاری ایرانی را می شناسم ٬ همیشه درخور و ترسناک و جذاب بوده این صراحت.
دو :یکی از جمله های کلیدی زندگی من که همیشه در ذهن دارمش و به نوعی بخشی از مانیفست زندگی من است این است. جمله ای ست که سال ها پیش دوستی عزیز برایم اس ام اس زد :
از راهی برو. از راهی برو. که تو را به خانه ات برساند٬ جایی که از ته دل بدانی جایت آنجاست.
این جمله را روی کاغذ نوشته ام و به در داخلی کمدم چسبانده ام که نوعی نوشته های خصوصی را در خود جای داده در باب حس و زیستنم.
سه : این روزها دارم بخش هایی از کتاب صد سال داستان نویسی ایران به قلم حسن میرعابدینی را می خوانم. کتاب ارزنده ایست و ارزشمند.امروز یکراست می روم و بخش مربوط به ابراهیم گلستان ر ا می خوانم.از داستان آذر ٬ ماه آخر پاییز جمله ای نقل شده :
از راهی برو. از راهی برو. که تو را به خانه ات برساند. جایی که از ته دل بدانی جایت آنجاست.
چهار :سال هاست از اینجا به آنجا در جستجوی خانه ای هستم که در انتظار من است تا جای خالی ام را پر کنم.
پ ن : قابل توجه خواننده محترم:نوشتن با دوربین عنوان کتابی است که گفتگو یی ست میان پرویز جاهد و ابراهیم گلستان.