تاریخ
می دانید؟ ارزش نوشتن این است که ما تجربیات انسانی مان را ٬ هراس ها ٬ تردیدها ٬ نقطه ضعف ها ٬ خوبی ها ٬ شکست ها ٬ خباثت ها و هر صفتی را که کم و بیش در همه ی آدم ها هست را به اشتراک می گذاریم و می گوییم : ببین! این هم از قابلیت های آدمیزادی ست. یادم است در کتاب ابتدایی مان پندی بود از حضرت علی که تاریخ بخوانید تا بر دانشتان افزوده شود. در مدرسه همیشه از تاریخ بیزار بودم چرا که بی برو برگرد یادم به عهدنامه گلستان و ترکمنچای می افتد! اما می بینم ما در وبلاگ هایمان هم تاریخ می نویسیم ٬ بی آنکه ملکی داشته باشیم برای حراج و تاجی برای سرنگونی!
یکی از چیزهای قشنگی که در زندگی می تواند وجود داشته باشد این است: تو دوستی داری که فرسنگ ها از او دوری و نمی بینیش. بعد آدمی در حوالی تو است که او را نمی شناسی ولی خیلی شبیه دوست دور از توست. چه می کنی؟ من که به محض دیدنش مثل مشنگ ها غرق لبخند می شوم!
من تاریخ روزمره ای دارم. البته برای خیلی ها دنیای پیرامون من چیز غریبی ست اما برای خودم آدم روزمره ای هستم بدون اینکه کیفیت های روزمره ام برای باقی آدم ها معمولی باشند.
+ نوشته شده در یکشنبه دوم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 22:19 توسط نرگس
|