ملاح گمشده
با ما که در کرانه ی نامانوس
از تخته پاره های به ساحل رسیده کشتی ساختیم
با ما که سال ها
در انتظار باد موافق
بر چارخانه ی پتوی زندان
شطرنج دستگرمی تبعید باختیم
با ما که موج های هوا را
اندوختیم در ریه های مریض مان
و با تمام قوت
در عرصه ی شفیق شفق پیش تاختیم
با ما هنوز هیچ معین نیست
نه سایه ی جزایر زرین
نه لجه ی دفینه ی اعماق
نه توشه ی ادامگی راه
نه راه بازگشت.
سپانلو.
+ نوشته شده در دوشنبه سوم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 21:52 توسط نرگس
|