امروز با تنها دوست همه ی عمری که هست و نیست برای اولین بار دعوایم شده.

این همه سال و میان همه ی بحث های فلسفی ٬ هنری ٬ زندگانی ٬هیچ کاری مزخرف تر از این دعوا نمی توانسته باشد و اینجا در محضر عموم رسمی ترین جایی ست که می توانم از تو عذر خواهی کنم.

خیلی ترکیب ها را از خودمان دیده ام ٬ در میانه ی غربتی که در میان این همه آدم ٬ میلیاردها ٬ بلکه بیشتر ٬ داشته ایم در همه ی فراز و نشیب هایی که بر ما رفته است در این همه قرنی که صبور و سنگین و سرگردان زیسته ایم ٬ اما اینکه هم من خسته باشم ٬ هم تو  چیزست به غایت غم انگیز ـ بلکه بیشتر