مک ادم
نام گیاهی ست گلدانی. همان گیاهی که در ایران به نام "پیچ" شناخته می شود. بوته ای کم توقع و سخت جان. در هر آب و هوایی زنده می ماند و رشد می کند. مشهور است اگر قلمه اش را بین دو تا سنگ هم بگذاری ریشه می بندد و سبز می شود. شاخه در شاخه می پیچد و با سبزینه اش فضایی را پر طراوت می کند. مثل مهاجر در اوان مهاجرت.
بخشی از نوشته ی روی بروشور تئاتر است به کارگردانی استاد محمد که امشب دیدمش.تئاتر دوست داشتنی برای من نبود . ایده ی جالب اما نخ نمایی بود. کل لطف تئاتر امشب در این بود که برای اولین بار فهمیدم تئاتر واقعی ست و زندگی ما نمایش. به خاطر همین یک دم که از ذهنم گذشت دیدنش خوب بود پس.
عکس روی بروشور که ایده ی جذابی ست تصویر ماهی قرمز کوچولوی زنده ای ست که به جای تنگ در قوطی لب تیز کنسرو ماهی خارجی نگهداری می شود.
داستان کافه ای ست به نام مک ادم در مونترال در اوائل دهه ی هشتاد میلادی که مامن پناه جویان سیاسی ایرانیست. از دور که نگاه می کنی انگار کمونیست و مجاهد و چریک و سلطنت طلب و ... با آرمان هایشان مرده اند. از نزدیک اما مثل همین امروز ماست. جالبیش این است که همه در غربت به یک جا پناه می آورند با اینکه عقاید مختلف دارند و آدم از خودش می پرسد : نمی شد در وطن اینگونه در کنار هم باشند؟باشیم؟
دیشب که بلیط رزرو کردم تازه فهمیدم که امشب شب یلداست.