خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد.
از صبح به این فکر می کنم که بعدها سالهای سال بعد ، میان خطوط کتابها از آن شب بارانی چگونه خواهند نوشت؟ از آن شب سرد زیباترین ماه سال. چقدر واقعی خواهند بود آن کلمات؟ چقدر آمیخته به افسانه خواهند بود؟ چقدر اسطوره پردازانه اند یا از سر تنفر یا از سر درد؟ به این فکر می کنم که آدم هایی که آن خطوط را خواهند خواند به چه چیزهایی فکر خواهند کرد؟ بغض پنهان کدامشان خواهد شکست؟ کودکان باور می کنند؟ در میان کتابها چند خط ، چند واژه تعبیر آن شب می شود؟ آن شب؟ همان شب که مرد را باد وحشی در باران برد...
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 13:26 توسط نرگس
|