برای حسم واژه نداشتم ، دیشب که از تئاتر بر می گشتم یادم آمد.

حس می کنم توی ذهن و قلبم حفره هایی هست پر از خلاء. حس می کنم که  کم کم خلاء همه جا را در بر می گیرد. و این جاذبه ی زمین را می گیرد از من. توی فضا آونگ می شوم.می شود سبکی تحمل ناپذیر هستی!