صبح که از خواب بر می خواستم ، می دانستم که بهار است. گنجشک ها آواز می خواندند و از ذهنم گذشت :

جایی در وسعت درون من گنجشک کوچکی توی سرما کز کرده و برایش بهار نمی آید!