چراغ های خاموش _چراغ های روشن
من از سینه چاکان سینمای کیمیایی نیستم. از مخالفان او هم نیستم. چون اصولا فیلم هایش را ندیده ام حتی قیصر را. ضیافت را دیده ام و باز شاید سرب را. اما او را نمی شناسم.
جذابیت کیمیایی برای من از دیدن چند مصاحبه کوتاه با او و لحن و مکثش هنگام گزینش کلمات ناشی می شود . و البته همیشه فکر می کنم که نگاه بسیار عمیق و تنهایی دارد با محبتی انسانی. خیلی تصادفی داشتم یکی از مصاحبه هایش را می خواندم و دیدم که چقدر شبیه آن چیزی ست که فکر کرده ام.
"من تنها زندگی میکنم. رفیق زیاد دارم اما تنها زندگی میکنم. یعنی شب اگر چیزی بنویسم و بخواهم برای کسی بخوانم، نیست. کسی نیست که کارم را برایش بخوانم، کسی نیست که عاشقانه جلویم یک چایی بگذارد، البته اگر باشد من هم عاشقانه جلویش قهوه میگذارم، نه اینکه منتظر باشم فقط او برایم چای بیاورد (با خنده) منظورم این است که تو حس یک هم نفس را میخواهی، حس یک انسان را. من این حس را ندارم و در بد دورهای این را ندارم، در دوره 70-60 سالگی که بیش از هر وقت به آن احتیاج دارم. آدم وقتی جوان است و تنها، وضعیتش فرق دارد. الان من دلم میخواهد بنویسم، فیلم بسازم، فکر میکنم هنوز فیلم نساختهام، فکر میکنم همه فیلمهایی که ساختهام با هم یک فیلم هم نمیشود. خدا شاهد است این را قلبا میگویم. این بدشانسی من است که توی این ده سال تنها بودهام."
"اصلا چه اصراری وجود دارد که هنرمند، روشنفکر باشد یا روشنفکر، هنرمند، چه اصراری وجود دارد؟ یا روشنفکر هستید یا نیستید. بستگی دارد به اینکه در پهنه واقعیت قرار بگیرید و یا در وادی فرضی و انتزاعی. روشنفکر بیشتر به فضای انتزاعی و فرضی میپردازد. هیچکس از روی یک سطح پت و پهن انتزاعی سقوط نمیکند. کسی از روی فیلم برسون نمیافتد. اما یک وقت ما روی لبه شمشیر راه میرویم و با هر حرکت بریده میشویم. کسی مثل گدار میگوید وسترن مال لاتولوتهاست و نمیفهمد که جگرسوزترین اسطورههای امروز آدمهای تنهایی هستند که کنار پیادهروها نشستهاند. بحث دیگر این است که آدم آگاه با روشنفکر فرق دارد. من با این خیلی کار دارم. یک وقت یک آدم آگاه است و یک وقت تلاش میکند که آگاه جلوه کند. فاصله همینجاست."
"نمیدانم بتوانم اثری را که دلم میخواهد بنویسم، تصوری ندارم. تنها هستم و اگر تنها نبودم شاید میشد. یک چیزی را همیشه گفتهام: «خیلی فاصله هست بین اینکه وقتی وارد خونه میشی چراغ خونه رو خودت روشن کنی یا چراغ خونه روشن باشه. تو نمیدونی این فاصله یعنی چی!"