با دوستانم در حال صحبتیم ، همه آدم های بسیار موفقی هستند ، آنچه "زن مستقل" خوانده می شود. آدم های بسیار لایق که روی پای خودشانند ، استاد انشگاه ، جهانگرد ، موزیسین... نمی دانم چطور بحث به زنانگی کشیده می شود . هیچ کدام احساس زن بودن ندارند. بهشان می گویم این خیانت فمنیزم و سنت به زن است. زن ها خواستند از این وری نیفتند ، از آن وری افتادند.

 در فشار جامعه ، سنت،  فمنیزم (تمام طیفش) ،حضور انتزاعی مرد در همه جای زندگی زن ، در زیر بار همه چیز که می خواهد چیزی از زن بسازد ، یک زن چگونه می تواند "زنانگی " داشته باشد؟